Thursday, November 02, 2006

امشب دلم آرزوی تو دارد.
نجوا کنان و بی آرام،خوش با خدایش،
می نالد و گفت و گوی تو دارد.
-تو آنچه درخواب بینند
پوشیده در پرده های خیال آفرینند.
تو آنچه در قصه خوانند.
تو آنچه بی اختیارند پیشش،
خواهند و نامش ندانند-
امشب دلم آرزوی تو دارد...
م.امید


این هم از آخرین سوفار!
دیگه نمی نویسم...
دوستتون دارم!!!

5 Comments:

Anonymous مریم خانی said...

سلام نازنینم.. نمی دونم برای چی و به چه دلیل دیگه نمی خوای بنویسی و این آخرین سوفارته..ولی من معتقدم نوشتن جزیی از هویت و وجود آدمه..به خصوص آدمایی مثل تو..اگه قصد ت ننوشتن توی این وبلاگه باشه..ننویس..ولی اگه منظورت برای همیشه است..به عنوان یه دوست ازت خواهش میکنم که بنویسی حتی اگه کسی نوشته هاتو نخونه.. حیف و واقعا حیفه آدمایی مثل تو با این استعداد خوب دیدن و خوب شنیدن و خوب نوشتن دیگه ننویسن..می دونم نباید بهت چیزو اصرار کرد..ولی بیشتر فکر کن ...نازنین...یا حق

22:10  
Anonymous Ehsan said...

salam.
khabare dige naneveshtanet shokam kard.chera?
khonyagar

00:09  
Anonymous پریسا said...

مریم عزیزم و احسان جان دفتر سوفار بسته شد وگرنه من با نوشتن زندم!

11:02  
Anonymous Anonymous said...

salam.omidvaram baste shodane in daftar baes nashe ke dide va khunde nashi ta etemad benafs va naghd ro az khodet o neveshtehat darigh koni.arash

01:57  
Anonymous arash said...

salam.omidvaram baste shodane in daftar baes nashe ke dide va khunde nashi ta etemad benafs va naghd ro az khodet o neveshtehat darigh koni.

01:58  

Post a Comment

<< Home